أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
250
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
عيب نبود چو خوانيش بالفرض * جنّة عرضها السّماء و الارض « 1 » آب آن خوشگوار و خاكش پاك * آب جانبخش و خاك آن ترياك اهل آن صافطبع و پاكسرشت * قدسيان در نشيمن گل و خشت همه اصحاب فضل و اهل كمال * لامع از روىشان فروغ جمال همه مردمشناس و مردمدار * همه را بر وفا و لطف مدار باد بر جمله تا به روز قيام * لطف حق و السلام و الاكرام و چون مهر چلّهنشين صومعهء جدى را جهت خلوت لايق ديده بود و در آن مقام صبر پردهء ابر بر روى در پوشيده و عرصهء عالم را عشرتگاه ساخته و خود به كنج عزلت و گوشهنشينى پرداخته و ساقى صافىهوش صوفى اربعينكوش [ 318 ] بادهء پرجوش و خروش را به ارشاد اين بيت . بيت كه اى صوفى شراب آن گه شود صاف * كه در شيشه برآرد اربعينى جهت كسب فنا ساكن زاويهء مينا بود صلاى بيرون آمدن در داد و از يمن قدوم آن پير صافىضمير ابواب مسرّت بر روى جوانان دلپذير گشاد . نواسازان مضمار نغمهسرايى در مقام دلگشاى آهنگ خوشنوايى را در عراق به اصفهان رسانيدند و عندليبان « حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ » « 2 » به لطف غنا و حسن لهجه با وجود زمستان شعبهء نوروزى را از حجاز گذارنيدند . خوبان چهرهها افروختند و خيال سرما را به آتش مى يكباره بسوختند . مثنوى شد در آن گلستان ز تابش مُل * چهرهء مهرطلعتان گُلگُل بوستان هيأت بديع گرفت * در شتا صورت ربيع گرفت با رخ گلرخان در آن گلزار * آب مىكرد كار باد بهار
--> ( 1 ) . اشاره به آيهء 21 از سورهء حديد ( 57 ) « وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ » يعنى بهشتى كه پهناى آن همسان پهناى آسمانها و زمين است . ( 2 ) . نمل ( 27 ) آيهء 60 . « بوستانهايى خوشمنظر » .